حسن بن عبد الرزاق لاهيجى
88
رسائل فارسى ( فارسى )
دو ؛ و « 1 » مراد ، معنى عام است ؛ و در آن نصوص خاص به مناسبت آن مقام تخصيص يافته ؛ و دليل بر اين چنان كه « 2 » پيش از اين نيز اشعار به آن شده ، اين است كه مخلوقات دو جهت دارند : يكى جهت نقص و حاجت ، و از اين جهت دلالت بر وجود خالق خود كنند ؛ و دوّم ، جهت شرف و منفعت ، و از اين جهت دلالت بر شرف و كمال خالق كنند ؛ و اگر كسى همين نظر در جهت فضل و كمال اشيا كند ، اثبات صانع آنها نتواند كرد ؛ چنان كه « 3 » كواكبپرستان و ساير مشركان از اين ناشى شدند كه چون بعضى خيرات و فضايل ، در آنچه پرستيدند ، مشاهده يا توهّم نمودند و از نقايص و خسايس « 4 » آنها غافل گشتند ، آنها را به الوهيت پرستيدند ؛ و اگر بر نقص آنها مطّلع مىبودند به الوهيتشان « 5 » قائل نمىبودند ؛ چه كامل شريف ، « 6 » از اين جهت كه كامل و « 7 » شريف است ، محتاج به صانع نيست ؛ بلكه ناقص و ضعيف ، از اين جهت كه ناقص و ضعيف است « 8 » ، محتاج به صانع است . و همچنين اگر همين نظر در جهت نقص و خسّت آنها كند ، اثبات كمال و شرف صانع آنها نتواند نمود ؛ چه صانع اشياى ناقصهء خسيسه ، از اين جهت كه ناقص و خسيسند « 9 » ، ضرور نيست كه كامل و شريف باشد ؛ و معلوم است كه هر يك از شرف و خسّت ، گاهى از جانب حقيقت و ذات ، و گاهى از جهت عوارض و صفات مىباشد ؛ و ظاهر است كه ذات ، اصل و مقدّم « 10 » است نسبت به صفات ؛ پس ثابت شد كه مراد از فكر ، اعم است از اينكه در ذات و صفت باشد ، يا در شرف و خسّت . سؤال چهارم « 11 » اينكه : « هرگاه اين علم جزء دين باشد ، پس تعلّم آن از كتب ديگران چرا كنند ؟ » .
--> ( 1 ) . ب : « و » ندارد . ( 2 ) . ب : « چندان كه » . ( 3 ) . الف : « و چنان كه » . ( 4 ) . الف : « خصايص » . ( 5 ) . ب : « الوهيت آن » . ( 6 ) . ب : « شريف » ندارد . ( 7 ) . ب : « و » ندارد . ( 8 ) . ب : « ضعف است » . ( 9 ) . الف : « خسيس است » . ( 10 ) . ب : « متقدّم » . ( 11 ) . ب : « سؤال چهارم » ندارد .